قهرمان ميرزا عين السلطنه

5922

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

عيال وليعهد پسر حضرت وليعهد سلطان عبد الحميد ميرزا را به سمت اروپا براى تحصيل بردند . براى خود وليعهد دختر بزرگ مرحوم شعاع السلطنه را عقد كردند . اين دختر در بروكسل تربيت شده . اول بنا بود شاه و وليعهد هردو دو دختر شعاع السلطنه را بگيرند ، نمىدانم چه شد كه شاه فسخ عزيمت كرد . شاه زن شاهزاده دارد اما صيغه مىباشد ، پسر هم هيچ ندارد . نمىدانم چه علت است كه نه زن رسمى مىگيرد و نه پسر ميل دارد . شعر مشير الممالك دوست قديم من حاج مشير الممالك از زنجان كاغذى در جواب « كرت » تبريك عيد من نوشته بود . اول كاغذ اين اشعار درج بود . هيچ مىدانى كه آن ملعون به هنگام قمار * چون شدى غالب زدى جامى پى دفع خمار خاصه در ايام عيد و خاصه در تجديد سال * از شراب كهنه او مىكرد رفع هرملال ليك امسال از جفاى چرخ دون كج‌مدار * نه شرابى در بساط و نه نشانى از بهار برف و سرما كرده زنجان را خراب اندر خراب * العجب دلها از اين سرما كباب اندر كباب باز كرده بر زمين خورشيد دو دست سؤال * كه مگر گيرد از او مشتى ز هيزم يا زغال تا كند دفع برودت آفتاب تابناك * از زغال و هيزم مخروبهء اين آب و خاك پيشتر كردى زمين كسب حرارت ز آفتاب * اين زمان او از زمين خواهد حرارت انه شىء عجاب مشير الممالك وزير ما در خمسه بود . مرد اديب خوش‌مزه‌اى است . مقصود از آن ملعون خليفهء دوم است كه در موقع قمار و شراب متصل ياد او مىكرد . نامهء شهربانو خانم از بس‌كه كاغذ اين كتاب بد است مرا از نوشتن عاجز كرد . تفصيل عقدكنان نزهت